آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
98
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
بذات الشى و كذا ان كانت ذات الشى بالمتوسط و الناقص » . « 1 » و صدر اعاظم فلاسفه نوّر مضجعه مىفرمايد كه اين بيان در حقيقت نوعى نافع نباشد زيرا كه وحدت نوع وحدتى معنوى بود و خصم تواند كه گويد اين وحدت شايد كه اين سه حد را به هم جامع باشد و آن وحدت كه اين جامعيت را نشايد وحدتى عددى و شخصى بود . « 2 » و شيخ شهيد متأله نيز در كتاب مطارحات بر اين برهان همين اعتراض كند و به اين عبارت فرمايد : « و هذا فى الذات الواحدة صحيح و اما فى النوع فليس بجهة ، فان الخصم يقول النوع هو جامع للزايد و الناقص و المتوسط و لا يشترط النوع فى حقيقته بالثلاثة كما لا يشترط فى الانواع طبيعة النوع المطلقة بما يختص به كل واحد واحد . » « 3 » و ما نيز گوئيم اگر مقصود شيخ رئيس بارع از ذات ذاتى مخصوص بود خلط لازم مىآيد و الا مصادرت بر مطلوب اول . اگر گويى مقصود شيخ از ذات نوع بود كه به وحدت معنوى متصف باشد و كلى بود و كلى طبيعى نزد اينان در خارج به عين وجودات اشخاص موجود بود چنان كه اشخاص به آن وجودات موجود باشند پس آنچه اين سه مرتبه را به هم در او شركت و اتفاق بود موجود باشد اگر چه حكم به شركت و اتفاق به عملى تحليلى كه عقل را باشد محتاج بود تا جهت شركت را از جهات تمايز و كلى را از مشخصات جدا كند و كلى چون نوع بود بناچار با تمام حقيقتى كه اشخاص را به اشتراك بود منطبق باشد بلكه خود نفس آن تمام حقيقت بود و ممتنع باشد كه جهت شركت در اين سه مرتبت بعد از تجريد از مشخصات با هريك منطبق باشد ، و الا اختلافى كه به فرض به زيادت و نقصان و توسط بود مرتفع گردد و يا آنكه ذات واحد به حسب يك وجود هم شديد و هم ضعيف و هم متوسط ، پس با يكى به تنهايى منطبق بود و تمام حقيقت او باشد ، و چون چنين باشد از دو صورت خالى نبود : اول آنكه بوجهى عامتر از آنكه تمام حقيقت يكى از مراتب باشد در هر يك از مراتب به توافق و تواطؤ موجود بود . دوم آنكه نه چنين باشد . و اين هر دو قسم خلاف فرض بود ،
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الجملة الاولى فى المنطق ، الفن الثانى فى المقولات ، المقالة الرابعة ، الفصل الثانى . ( 2 ) . الاسفار ، ج 1 ، ص 430 . ( 3 ) . المشارع و المطارحات ، مجموعه مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 296 .